وقتی میگوید شما کوچ هستید، یعنی دقیقا چی کار میکنید؟

یکی از اصلی ترین چالش های نیراد در این روز ها، معرفی کوچینگ بود.
چطور بگویم، نمیشود برای کسی که تا کنون تجربه سفر با هواپیما را نداشته، لذت نگاه از پنجره به ابرهای در آسمان و آبی پررنگ اقیانوس اطلس را شرح داد. ما میتوانیم در بهترین حالت با کمک گرفتن ازکلمات، چیزی نزدیک به آنچه تجربه کرده ایم را بازگو کنیم.
کوچینگ، یک تجربه است و بهترین راه فهمیدن، تجربه کردن آن است.
تعریف ابتدایی کوچینگ
کوچ و توسعه جو هماهنگ باهم، در فرآیند یادگیری، کشف و حرکت به سمت هدف؛ نقش فعال و برابر دارند. کوچ پاسخها را تحمیل نمیکند و مراجع صرفاً دستور نمیگیرد؛ کوچ سوال میپرسد و هر دو با هم فکر می نند.
کوچینگ بدون مداخله در محتوای ذهن و فقط توسط پرسشگری باعث تغییر در شیوه تفکر میشود.
کوچینگ یعنی اعتقاد به این که هر کس بهتر از دیگران زندگی خودش را میشناسد، به اندازه کافی برای خودش کافی است وبهترین مشاور برای هرکس، خاکوچ در کوچینگ، نه آموزش میدهد، نه تجربه منتقل میکند و نه حتی شیوه حل مسئله راهم به توسعه جو می آموزد. کوچینگ فرایندی است که کمک میکند خودتان، به دست خودتان؛ بهترین بستر مناسب برای رشد خودتان را مهیا کنید.

اندکی مبهم به نظر میرسد. برای درک بهتر کوچینگ نیاز به یک مقدمه است:
موقعیت شکوفایی چیست؟
زمانی که ذهن دست از رفتار های تدافعی و محدود کننده برداشته و انرژی خود را بروی 3 عملکرد اصلی نئوکوردکس متمرکز میکند، ذهن وارد منطقه رشد و شکوفایی میشود.
- آزادسازی و افزایش پهنای باند شناختی:
ذهن انسان ها پر از افکار ، دغدغه ها، تسک ها و فشار های مخطلف در ضمیر آگاه و ناخودآگاه است. ذهن یک پردازشگر قوی است، اما توان محدودی دارد.این محرک های شناختی مانند نویز عمل کرده ، پنهای باند شناختی را محدود و مزاحم تفکر میشود. زمانی که این محرک ها حذف شود انرژی و تمرکز ذهن بر عملکرد معطوف میشود.
- فعال شدن سیستم پاداش درونی:
زمانی که مغز خودش به خودش پاداش میدهد و منتظر هیچ تایید و تشویق بیرونی نمیماند، ذهن خودش هر لحضه از ذات کار، یادگیری و خلاقیت لذت میبرد و با انگیزه فراوان به سمت چالشها میرد و از حل آنها لذت میبرد.
- هماهنگی کامل بین نواحی مخطلف مغز:
زمانی که قشر پیشنانی(ذهن تحلیلگر و ذهن استراتژیک) با حافطظه و مناطق پردازش احساسات ارتباط برقرار میکند و کاملا هماهنگ میشوند؛ ایده ها راجت به ذهن میرسند، ذهن گیر نمیکند و با خستگی کمتر به کارش میپردازد، بین قوه خلاقیت و علم و دانش شما یک ارتباط قوی برقرار میشود. نتیجه این وضعیت عملکرد روان با خستگی کمتر مغز، تصمیمگیری های بهتر و همچنین احساس لذت بیشتر از طی روز و حس سرزندگی و درجریان بودن است.
تعریف تسهیلگری
تسهیلگری مجموعه از اقداماتی است که تسهیلگری انجام میدهد تا موانع کلاینت برداشته ، حرکت و کیفیت رشد آن افزایش پیدا کند.
تفاوت درمان با تسهیلگری
درمانگری:
روان درمانی و انواع گرایشان آن تمرکز بر گذشته دارد و به دنبال تاثیر رخ داد های گذشته بر زندگی و شخصیت کنونی فرد است. درمانگر خود را یک متخصص میداند که کلاینت به دانش و تخصص او احتیاط دارد میزند. به همین دلیل به افرادی که از خدمات روان درمانی استفاده میکنند، کلایت (رجوع کننده به یک شخص دانا) میگوید.
تسهیلگر ها
- مشاوره: مشاور موضوع کلاینت را میشنود و سپس به عنوان یک متخصص با علم خود شروع به آموزش میکند. او با کلام کلاینت را به سمت چند راهکار هدایت میکند تا در نهایت او با آگاهی یک راهکار را برگزیند.
- منتورینگ: در منتورینگ کلاینت با یک موضوع به نزد منتوری میرود که قبلا با این مضوع روبه رو شده و آن را پشت سر گذاشته است. در فرایند منتورینگ، منتور تمام دانش و تجربه خود را بیان میکند و قدم به قدم یک نقشه میکشد تا کلاینت همان قدم ها را بردارد و به سمت دست یابی به هدفش حرکت کند.
- کوچینگ: کوچینگ یک رابطه ایمن، صمیمی و مشارکتی بین کوچی (توسعه جو) و کوچ(مربی) است، که در آن کوچ باحضور کامل و بدون مداخله، انتقال دانش و تجربه؛ صرفا با پرسشگری؛ توسعه جو را در یک فرایند تفکر برانگیز دعوت به کشف منابع درونی، خلاقیت و متعهد به حرکت به سمت اهداف زندگی حرفه ای و شخصی خود میکند.
چرا پیرکوچینگ(کوچینگ خالص) بدون آموزش، مشاوره و راهکار است؟
کوچینگ به صورت کلی بدون مداخله است و در صورت نیاز و اجازه گرفتن از کوچی از آموزش،منتورینگ یا مشاوره استفاده میش.ود
راهکار ها، پیشنهاد ها، بکن و نکن ها در جای مناسبی از مغز نمیروند.
- هنگامی یک فرد با مسئله ای روبه رو میشود، پیشنهادات و توسیه ها جای مناسبی از مغز نمیروند، آنها در حافظه کوتاه مدت میمانند و وارد حافظه بلند مدت نمیشوند به علاوه به دلیل محدود بودن ظرفیت، داده های جدید جایگزین داده های قبلی میشوند.
- یادگیری نیازمند تجربه شخصی و زمان لازم برای تفکر، فهم و درک است و اتصال آن تجربه به دیگر تجربیات است. (بگذار یکبار دستش بسوزد تا بفهمد)
- دستورالعمل ها به مرور انگیزه را کاهش میدهند. زیرا ذهن تلاشی برای رسیدن به آن نکرده در نتیجه به خود پاداش نمی دهد و کم کم انگیزه افت پیدا میکند. به مرور زمان استقال فکری فرد از بین میرود و خلاقیت خود را از دست میدهد.
تمرکز اصلی کوچینگ
تمرکز اصلی کوچینگ بر توانایی ها و پتانسیل های کشف نشده است.
اگر بیشتر از درس گرفتن به شکست ها بها دهیم، ذهن وارد حالت بقا شده و از منطقه شکوفایی خارج شد و وارد منطقه امن میشود و توانایی و پتانسیل های توسعه جو نادیده و پنهان باقی میماید. کوچینگ با نگاه رو به جلو تمرکز بر کشف و فعال سازی پتانسیل و توانایی ها دارد.
سه وظیفه اصلی کوچ
- حضور کامل :
حضور کامل یعنی با داشتن تمرکز و توجه کامل،پر انرژی در به صورت پیوسته با گوش دادن موثر در جلسه حضور داشته باشی.
- گوش دادن فعال:
سطحی از گوش دادن که کوچ درآن به شما توجه کامل دارد و آنچه میگوید رادرک و فهم میکند و احساسات شمارانیز متوجه میشود.
- پرسشگری :
پرسشگری کوچینگی فراید پرسیدن سوالات غیر قضاوتی است که به ذهن توسعه جو جهت نمیدهد و برگرفته از دل افکار و گفتار خود اوست. هدف پرسشگری کوچینگی برانگیختن آگاهی، به حرکت درآوردن ذهن و اقدام آگاهانه است.
چهارعنصر کلیدی کوچینگ
- همراهی (Partnering):
کوچ همراهی حمایتگرایانه دارد و توسعه جو در این مسیر هیچگاه احساس تنهایی نمیکند. کوچ با دنیای ذهنی او هماهنگ شده و اورا در فرایند تفکر صهیم میکند. کوچ نه فشار می آورد و نه راهکار میدهد بلکه به توانایی های او ایمان دارد و همگام با او قدم بر میدارد.
- تفکربرانگیز (Thought-provoking)
کوچ با پرسشگری باعث برانگیختن آگاهی توسعه جو میشود. او افکار، باور ها، عقاید و دیدگاه های توسعه جو را به سطح می آورد تا او با دیدگاه متفاوت به آنها نگاه کند و متوجه شکاف ها، تناقضات، ایده ها و کارآمدی یا ناکارآمدی انها شود؛ سپس افکار و باورهای متفاوت در خود به وجود بیاورد.
- خلاقانه (Creative)
خلاقیت سه قلب دارد. 1-ایده پردازی 2- انگیزه و اشتیاق 3- شجاعت اقدام.کوچ این سه قلب را به تپش می اندازد و با پرسش های کنجکاوانه ذهن توسعه جو را به حرکت در می اورد تا ایده و راهکار های متفاوتی خلق کند. چیز های که میدانسته، به آن توجه نداشته. چیزهای که میدانسته، به آنها عمل نکرده. چیز های که نمیدانسته و آنها را کشف میکند.
- بیشینهسازی تواناییها (Maximize Potential)
بهینه سازی توانایی ها به منظور کمک به توسه جو برای برداشتن موانع و رسیدن به تایجه با کمترین هدر رفت زمان، انرژی و منابع.
اقدامات بهینه سازی توانایی ها:
- گذشتن از افکار بازدارنده و ناکارآمد
- شناسایی پتانسیل ها و توانایی ها
- رسیدن به عاملیت
- کمک به ایستا نبودن و حرکت در زندگی
دست آورد های گوچینگ
کوچینگ سه دسته دست آورد دارد. (ویژگی های فردی، شناختی، عملکردی)